صفحه اصلي > اخبار > اخبار سلامت 
 


>لبخند شیرین سلامتی در پاکدشت/ مردم درباره بیمارستان تازه تأسیس چه نظری دارند؟

لبخند شیرین سلامتی در پاکدشت/ مردم درباره بیمارستان تازه تأسیس چه نظری دارند؟

پس از سال‌ها انتظار بالاخره چراغ بیمارستانی در شهر پاکدشت روشن شد. بیمارستان 130 تختخوابی شهدای پاکدشت که هفته پیش با حضور وزیر بهداشت به طور رسمی فعالیت خود را آغاز کرد از سال گذشته و با راه‌اندازی چند بخش درمانی به مردم خدمات درمانی ارائه می‌داد. پاکدشت با جمعیت 240 هزار نفری سال‌ها چشم انتظار ساخت بیمارستانی بود که کمی از رنج و محنت‌شان کم کند. آنها برای درمان چاره‌ای نداشتند جزآنکه به تهران یا شهرهای اطراف بروند ولی حالا با ساخته‌شدن بیمارستان فوق تخصصی خیال‌شان راحت است که شهرشان بیمارستان دارد و اگر خدای ناکرده کسی مریض شود یا تصادف کند نیازی نیست کیلومترها راه را با نگرانی بپیمایند که مریض‌شان زنده می‌ماند یا نه!  
بیمارستانی نوپا در حاشیه تهران
تهران را که به سمت جاده خاوران بروی نرسیده به جاده ترانزیتی تهران- مشهد به خاتون آباد می‌رسی. از آنجا تا « بیمارستان شهدای پاکدشت» راهی نیست. ساعت 8 صبح با هماهنگی سوپروایزر وارد بیمارستان 4 طبقه‌ای می‌شوم که پیش از رسیدن به آن از دور خودنمایی می‌کرد. بیمارستانی نوساز و با نمایی فاخر که می‌مانم خصوصی است یا دولتی!  طبقه همکف بیمارستان بخش اورژانس و درمانگاه‌ها است. طبقات بالا هم بخش‌های بستری. 
از زن جوانی به نام زهرا که بچه‌اش به عفونت ادراری مبتلا شده، می‌پرسم وضعیت خدمات اینجا چطور است؟ می‌گوید: «خدا پدرشان را بیامرزد که بالاخره بیمارستان ساختند دیگر نیازی نیست برای معاینه و مداوای دخترم ساعت‌ها توی راه بمانم. من پیش از راه افتادن اینجا، دخترم را به بیمارستان علی اصغر تهران می‌بردم که تا آنجا نزدیک 3 ساعت راه است و واقعاً راه و ترافیک تهران کلافه‌مان می‌کرد ولی حالا وضعیت خیلی بهتر شده و از خانه تا اینجا 10 دقیقه‌ای می‌آییم. فقط تنها ضعف این بیمارستان این است که پرستار کم دارد. هر کدام از پرستارها کار پنج نفر دیگر را هم انجام می‌دهند. از موقعی که می‌آیند تا لحظه‌ای که می‌روند کار می‌کنند». 
مردی میانسال به نام آقای مقصودی که کمی آن‌طرف‌تر از ما نشسته و منتظراست که نوبتش شود وقتی می‌فهمد خبرنگارم از همانجا شروع می‌کند به حرف زدن با من.:  «این بیمارستان باید 10 - 15 سال پیش ساخته می‌شد البته جای شکرش باقی است در این چند سال ساخته شد. چه مصیبت‌ها که نکشیدیم. قبلاً باید می‌رفتیم تهران یا بیمارستان شریف‌آباد. خانم نگاه نکن الان اینجا خلوته، اگر فردا بیایید می‌بینید اینجا چه خبر است از این‌ور و آن‌ور آنقدر مریض می‌آید که جا برای ایستادن هم نیست. غلغله است. »
 گشتی در بیمارستان
 همراه با سوپروایزر سری به بخش سی سی یو می‌زنیم. 7 تخت مراقبت ویژه به ردیف کنار هم چیده ‌شده‌اند و همگی پر.  پرستار بخش می‌گوید: «بخش سی سی یو در کل 2 پرستار برای 7 مریض دارد. تعدادشان کم است. البته روز جمعه است و روزهای دیگر با احتساب دانشجویی که برای نوار قلب و فشار خون گرفتن می‌آید می‌شویم 3نفر. اگر کادر بیمارستان بیشتر شود بهتر می‌توانیم به مردم خدمات بدهیم. »
روبه‌روی سی سی یو بخش بستری اطفال و زنان و زایمان است. همسر یکی از مادرانی که تازه فارغ شده می‌گوید: «دسترسی به بیمارستان خیلی خوب است اگر اینجا نبود مجبور بودیم یا تهران برویم یا 15 خرداد ورامین. البته بیمارستان زعیم سمت شریف آباد را هم داریم یعنی 10 کیلومتر پایین‌تر، سمت سمنان.  ما ساکن خاور شهر هستیم، همسرم را برای زایمان اینجا آوردم. می‌گویند اینجا برای زنان و زایمان خوب است اگر طبیعی باشد که ماما هست اگر سزارین هم بشود 3 تا متخصص زنان و زایمان دارد. »
پرستار بخش زنان و زایمان درباره وضعیت بخش‌شان می‌گوید: «ما اینجا 17مریض بستری داریم. البته همه‌شان زایمانی نیستند. 13 تایی اطفال‌اند و بقیه هم زایمان کرده‌اند. برای 17 مریض یک پرستار یک بهیار و یک دانشجوی پرستاری داریم. با توجه به کمبود نیرو و جدیدالتأسیس بودن بیماران راضی‌اند. »
بخش مردان با بخش زنان فقط یک تفاوت دارد آن هم رنگ ملحفه‌ و پتوست. 21 بیمار دارد با 3 پرستار!  15 مریض داخل بخش بستری‌اند با 3پرستار. یعنی هر 5 تخت یک پرستار. مشکل اینجا از زبان پرستاران همان مشکل اساسی است که از هر کدامشان می‌پرسیم یک جواب دارند. «کمبود نیرو داریم و باید نیروی بیشتر و پرستار به بیمارستان تزریق شود» گشتی در این بخش و گفت و گو با بیماران هم در نوع خودش جالب است. 
آقایی که 2 روز پیش عمل آپاندیس انجام داده، می‌گوید: «خدایی بیمارستان خوبی است، لازم نیست جای دیگر برویم. هزینه‌اش هم کمتر است دیگر نمی‌خواهد این‌ور و آن‌ور برویم همانجا هم که می‌رفتیم نوبت نمی‌دادند. پرستارها واقعاً رسیدگی‌شان خوب است زیاد به بیمار سر می‌زنند. بیمارستان اینجا خیلی شلوغ است چون از شریف آباد و علی آباد و خاتون آباد و دور بر زیاد می‌آیند. »
ساعت نزدیک به 12 ظهر است و ازدحام جمعیت را می‌توان در اورژانس دید. بخشی که همیشه شلوغ است، بیمارستان خصوصی و دولتی هم ندارد. به گفته سوپروایزر بخش اورژانس هر شیفت 8 پرستار دارد. در طول شبانه‌روز بیش از 20 پرستار خدمت می‌کنند. 8پرستار برای 20 تخت اورژانس. روزانه بیش از 250 مریض را دو پزشک عمومی ویزیت می‌کنند. اگر هم مطب اورژانس نباشد، بیماران اورژانسی را هم همان دو پزشک عمومی ویزیت می‌کنند. یعنی روزانه حدود 20 بیمار اورژانسی. هر پزشک عمومی به‌طور معمول روزانه بیش از 100 بیمار را ویزیت می‌کند. 
سوپروایزر این را هم می‌گوید که هنوز درمانگاه چشم پزشکی و دندانپزشکی فعال نشده ولی بقیه تخصص‌های پزشکی هر هفته می‌آیند و بیماران را ویزیت می‌کنند. 
کمی آن‌طرف تکنیسین اورژانس را می‌بینم. از او هم درباره تعداد آمبولانس‌ها و اینکه روزانه چند تا مأموریت می‌روند می‌پرسم: «اینجا دو تا آمبولانس دارد و دو تا هم بخش خصوصی. در ایام عادی روزی 2تا مأموریت می‌رویم. مریض‌هایی که مشکلات جدی دارند را به بیمارستان‌های تخصصی می‌بریم. یک وقت‌هایی هم هست که مریض اینجا می‌آید بعد از خدمات اولیه به بیمارستان‌های معین ارجاع می‌شوند. »
بیمارستان شهدای پاکدشت که شاید شکیل‌ترین ساختمان این شهر حاشیه‌ای باشد گره از کار بیمارانی باز کرده که پیش از این مجبور بودند به شهرهای دیگر از جمله تهران بروند ولی حالا شهرشان بیمارستان دارد. آنها از همه چیز راضی هستند.