SBMU_Health Deputy
Skip navigation links
معاونت بهداشت
اتاق فكر
گروه ها و واحدها
شبكه ها و مراكز بهداشت
ارتقاء کيفيت
مطالب آموزشي گروه ها و واحدها
اسناد تصویری
رابطین پورتال معاونت
صفحه اصلی
جستجو
Skip navigation links
معاون
شرح وظایف
سايت ارتقاء کيفيت
گزارش عملكرد
نمودار سازمانی
تماس با ما
نظرسنجی
 

 

 

                                                        برنامه  بهداشت سالمندان

با نگاهي به وضعيت سالمندي در جهان ، خواهيم ديد كه جهان در حال پير شدن است . بررسي آمار جمعيت جهان نشان مي دهد كه در سال 2000  حدود 20% از جمعيت اروپا كه پيرترين قاره جهان است ، سالمند بوده اند و در سال 2002 اروپا و ژاپن مناطقي بودند كه بيش از 13 درصد از كل جمعيت آنها زا سالمندان بالاي 60 سال تشكيل مي دادند. در سال 2003 مناطق بيشتري از جهان با همين وضعيت روبرو خواهند بود . بررسي آماري نشان ميدهد كه در سال 2050  ، 37 درصد از جمعيت اروپا از سالمندان تشكيل خواهد شد . در كشورهاي درحال توسعه ، جمعيت سالمندان كه درسال 2000  با رقمي حدود 600  ميليون نفر از 10 درصد كل جمعيت جهان را شامل مي شد ، درسال هاي 2025  و 2050  به ترتيب  بالغ بر 2/1  و 2 بيليون نفر ، يعني 21%  از مجموع جمعيت انساني خواهد بود . در كشورهاي در حال توسعه مسائل و مشكلات ديگري نيز بر مسئله سالمندي تاثير گذاشته اند كه در زير به برخي از آنها اشاره مي كنيم .

1.      نرخ بالاتر رشد جمعيت به معني جمعيت بيشتر سالمنددر آينده خواهد بود .

2.       اين كشورها هنوز با مشكلات ناشي از توسعه دست به گريبان هستند و به برسي مسائل مرتبط با پير شدن جمعيت نمي انديشند . در نتيجه براي آينده پيش بيني هاي لازم بعمل نياورده  به طور ناگهاني با پديده سالمندي جمعيت  دشواريهاي آن روبروخواهند شد .

3.      در كشورهاي درحال توسعه سرعت سالخوردگي جمعيت بيشتر است و در مقايسه با كشورهاي توسعه يافته  ، مدت زمان كمتري طول مي كشد تا جمعيت سالمندان دو برابر شود . بنابراين كشورها آمادگي كامل براي رويايي با اين وضعيت را نخواهند داشت  و اين مسئله بعنوان تغييري در نظام اجتماعي ، در آينده مشكلات بسياري براي آنان بوجود خواهد آورد .

4.      بر خلاف كشورهاي توسعه يافته ، در اين كشورها درصد بالايي از سالمندان در مناطق روستايي زندگي

مي كنند . گفته مي شود تا سال 2025  ، 82 درصد  از سالمندان كشور هاي توسعه يافته در شهرها زندگي خواهند كرد. حال آن كه اين رقم براي كشورهاي در حال توسعه 50 درصد خواهد بود .

5 در كشورهاي درحال توسعه معمولاً سالمندان در خانواده هاي گسترده ، كه چند نسل را در بر مي گيرد زندگي مي كنند و تعداد سالمنداني كه تنها به سر مي برند نسبت به كشورهاي پيشرفته كمتر است .

6 . از آنجا كه در كشورهاي درحال توسعه نظام هاي  حمايت اجتماعي آنقدر وسيع نيستند  تا همه سالمندان را پوشش دهند  ، خانواده مهمترين پشتوانه و بهترين منبع حمايت مالي  و اجتماعي و معنوي  براي سالمندان محسوب مي شود.

با توجه به تفاوتهاي مذكور در بالا ، كشور ما نمي تواند در رسيدگي  به مسائل سالمندان و پير شدن جمعيت  از كشورهاي توسعه يافته تقليد كرده ، بر اساس شيوه هاي آنان برنامه ريزي كند و سياست ها و برنامه ريزي هاي متفاوتي را طلب مي كند .

از برنامه ريزي هاي اساسي در كشور ما به كار بردن تمهيدات لازم براي فراهم ساختن بستر اجتماعي مناسب توسط حكومت ، آموزش وبكار بستن شيوه زندگي سالم از بدوحيات در قالب مراقبتهاي كودكان ، دوران بارداري ، زايمان ايمن ، توصيه هاي ورزشي مناسب و ارايه الگوهاي تغذيه اي صحيح، خدمات توانبخشي و مراقبت هاي طولاني مدت سالمندي با توجه به الگوي مزمن بيماريها در دوران سالمندي است . خدمات بيمارستاني و تخصصي و مراقبت  از سالمندان بيمار در منزل ، بهبود كيفيت ارايه خدمت بهداشتي درماني به سالمندان از طريق پيشگيري اوليه ، ساماندهي وضعيت درمان در كلينيكهاي سرپايي و بخش بستري  مخصوص سالمندان   انجام پ‍ژوهش در جهت شناسايي اولويت هاي بهداشت و سلامت  سالمندان  از اهميت ويژه اي برخوردار است . برنامه بهداشت سالمندان يكي  از برنامه هاي  گروه تخصصي  بهداشت خانواده  است كه  تحت عنوان مراقبتهاي ادغام يافته سلامت سالمندان براي بررسي و اقدام در راه رفع نيازهاي اساسي سلامتي سالمندان به دنبال يافتن راهي براي تشخيص زودرس بيماريهاا ست   و همچنين برنامه ريزيهاي لازم جهت آموزش شيوه زندگي سالم به سالمندان  در برنامه بهبود شيوه زندگي در دوران سالمندي ديگر برنامه سالمندان است كه در اين واحد  جهت بخش  تحت پوشش برنامه ريزي مي گردد . 

   

          

برنامه کودکان


            وضعيت كودكان در هر كشور يك ارزيابي گسترده ، از وضعيت كنوني بقاي كودكان و مراقبتهاي بهداشتي مادران ، كودكان و نوزادان ارائه مي دهد. اين موضوعات در قلب پيشرفت بشري قرار داشته و مي توانند به عنوان مقياسي جهت اندازه گيري ميزان توسعه و رفاه هر كشور و همچنين مدركي گويا دال بر اولويتها و ارزشهاي موجود در هر جامعه مورد استفاده قرار گيرند. سرمايه گذاري در زمينه بهداشت كودكان و مادران تنها موضوعي مرتبط با حقوق بشر نيست، بلكه در عين حال يك تصميم  اقتصادي خردمندانه و يكي از مطمئن ترين راهها جهت قرار گرفتن يك كشور در مسير دستيابي به آينده اي بهتر مي باشد.

مجمع عمومي سازمان ملل متحد ، يونيسف را موظف كرده تا با ترويج و پشتيباني ازحقوق كودكان وزنان ، زمينه ساز بروز موارد سه گانه زيرباشد:

اول آنكه كودكان ازبدو تولد از مناسبترين مراقبت ممكن برخوردار باشند ، دوم آنكه با تندرستي به مدرسه بروند و پذيراي آموزش شوند و ديگر آنكه سالهاي نوجواني را به سلامت سپري كنند.

در سالهاي گذشته ،جمهوري اسلامي ايران پيشرفت قابل ملاحظه اي در تحقق هر چه بيشتر حقوق اوليه كودكان ونوجوانان داشته است ازآن جمله دستيابي به پوشش وسيع ايمن سازي ،ريشه كني فلج اطفال ،كاهش مرگ و ميركودكان و افزايش قابل توجه ثبت نام درمدارس ابتدايي رامي توان نام برد.

اميد است با سعي و تلاش همه همكاران درزمينه نهضت جهاني براي كودكان و نوجوانان بمنظور تحقق اهداف زير در طول يك نسل سعي و تلاش نماييم تا:

-   همه نوزادان باسلامت زندگي را آغاز كنند و در محيطي پرمحبت پرورش يابند تا بتوانند از نظر جسمي تندرست ،از نظر ذهني هوشيار ، از نظر عاطفي ايمن ،از نظر اجتماعي توانا و از نظر فكري پويا باشند.

-   همه كودكان به آموزش پايه بطوركامل و باكيفيت مناسب دسترسي داشته باشند.

-   همه نوجوانان فرصت بروز استعدادهاي فردي خود را در محيطي امن وبالنده داشته باشند و بتوانند در سرنوشت جامعه خود مشاركت كرده و به آن خدمت نمايند.

همانگونه كه دربالا ذكرگرديد تامين ،حفظ وارتقاءسطح سلامت نوزادان وكودكان بعنوان گروهاي آسيب پذيرجامعه درخدمات بهداشتي جايگاه ويژه اي داردكه باافزايش آگاهي ،دانش ،مهارت وتوانايي در تمام سطوح كاركنان بهداشتي مي توان عوارض بارداري ،زايمان وپس اززايمان واختلالات بدوتولد را بموقع تشخيص ومراقبتهاي لازم رابه مادران ونوزادان درمعرض خطرارائه نمود. مطالعات متعدد دركشورهاي مختلف نشان داده كه بارعايت اصول اوليه مراقبت ازبدو تولد و ارائه صحيح مرافبتها ميتوان موفقيت چشمگيري دركاهش مرگ وميركودكان حاصل نمود.

درراستاي تحقق اهداف فوق درمعاونت بهداشتي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي فعاليتهايي بااهداف وراهكارهاي ذيل به  مورداجراگذاشته شده است.
- مراقبتهاي كودك سالم

- مراقبت كودك بيمار

- ترويج تغذيه با شير مادر

 

برنامه مراقبت هاي ادغام يافته ناخوشي هاي اطفال( مانا )

كاهش ميزان مرگ وميركودكان نيازمند دستيابي به اهداف توسعه هزاره مرتبط با بهداشت است ، به ويژه كاهش فقر و گرسنگي      (هدف اول توسعه هزاره) ، بهبود وضعيت سلامت مادران ( هدف پنجم توسعه هزاره ) ، مبارزه با اچ . آي. وي / ايدز، مالاريا و ديگر بيماريهاي عمده ( هدف ششم توسعه هزاره ) و بهبود بهداشت در زمينه آب سالم و محيط ( هدف هفتم توسعه هزاره ). تحقق هدف چهارم توسعه هزاره كاهش ميزان مرگ ومير زير پنج سال به ميزان دوسوم بين سالهاي 1990 و 2015  هنوز امكان پذير است ، اما انجام آن با چالشي بزرگ روبرو ست . طي قرون گذشته پيشرفت هاي قابل توجهي در زمينه بهبود كيفيت و ميزان پوشش دهي خدمات بهداشتي اوليه ، كاهش ميزان مرگ ومير كودكان زير پنج سال و بهبود وضعيت سلامت و تغذيه كودكان صورت گرفته است. تلاشهاي همه جانبه و يكپارچه صورت گرفته منجر به كاهش قابل توجه بيماريهاي مهمي از جمله سرخك و فلج اطفال گرديده است. تاكيد فزاينده بر لزوم حصول اطمينان از وجود تغذيه مناسب براي كودكان ، كاهش سريع سوء تغذيه را در پي داشته است. بهبود آب آشاميدني ، فاضلاب و رفتارهاي بهداشتي به كاهش بروز بيماريهاي اسهالي كمك كرده است. در مجموع عليرغم پيشرفتهاي حاصل شده ، از تلخي مشكل مرگ ومير كودكان كاسته نشده است. دستيابي به هدف چهارم توسعه هزاره نيازمند تلاشهاي بيشتر در جبهه هاي مختلف مي باشد.

مانا به عنوان مناسب ترين راهكار در جهت كاهش مرگ و مير كودكان در كشور هاي در حال توسعه توصيه شده است. اين راهكار مداخلاتي براي پيشگيري و كاهش بروز بيماري يا مرگ ناشي از شايعترين بيماريهاي كودكان و ارتقا سطح سلامت كودكان در كشور مي باشد مداخلات طراحي شده در مانا سه هدف عمده را دنبال مي كنند كه شامل:

- بهبود مهارت هاي ارائه دهندگان خدمت در زمينه نحوه برخورد با كودك بيمار

- بهبود در سيستم بهداشتي و درماني به منظور درمان موثر كودك بيمار

- بهبود عملكرد خانواده و جامعه

در اين مدل وقتي يك كودك بيمار به هر دليل به پرسنل ارائه دهنده خدمت مراجعه كند، توقع مي رود بدرستي بيماري وي تشخيص داده شود و درمان مناسب را به مدت و ميزان كافي دريافت كند و سپس در صورتي كه نياز به پيگيري باشد در موعد مقرر مراجعه كند. نكته اصلي در اين استراتژي تاكيد بر روي مهمترين علل مرگ و مير كودكان مي باشد در اين برنامه ارزيابي درست بيماريهاي شايع و خطرناك، وضعيت تغذيه و واكسيناسيون ، انجام مداخلات لازم و موثر، تقويت مشاوره با مادر و خدمات پيشگيري كننده طراحي گرديده است .

اهداف اصلي برنامه:

 1- ارتقاي مهارتهاي پرسنل بهداشتي   

2- ارتقاي كيفيت ارائه خدمات در سيستم بهداشتي   

3- ارتقاي عملكرد خانواده وجامعه

هدف کلی: کاهش مرگ و میر کودکان زیر 5 سال

اهداف اختصاصی:

1- بهبود مهارتهای پرسنل ارائه دهنده خدمت در برخورد با کودک بیمار

2- بهبود سیستم بهداشتی

3- بهبود عملکرد جامعه

استراتژیهای هدف اختصاصی 1:

1- آموزش پرسنل ارائه دهنده خدمت در خصوص مانا

2- آموزش هسته آموزشي در خصوص مانا

3- پايش و ارزشیابی اطلاعات ارائه دهندگان خدمت برنامه مانا

استراتژيهای هدف اختصاصی 2:

1- تجهیز مراکز بهداشتی درمانی و خانه های بهداشت در خصوص وسایل مورد نیاز مانا

2- تجهیز مراکز بهداشتی درمانی و خانه های بهداشت در خصوص داروهای مانا

3- پایش و ارزشیابی برنامه مانا در خصوص تجهیزات و داروهای مانا

استراتژیهای هدف اختصاصی 3:

1- آموزش افراد مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی در خصوص بیماریهای کودک

2- پایش و ارزشیابی اطلاعات گیرندگان خدمت

فعالیتهای مربوط به استراتژی برنامه مراقبتهای ادغام یافته ناخوشیهای اطفال ( مانا )

* تشکیل کمیته اجرایی مانا در بهداشت خانواده

* تشکیل کمیته اجرایی مانا در معاونت بهداشتی

* چاپ و تکثیربوكلت و فرمهای مانا جهت اجرای برنامه

* شرکت در کمیته اجرایی مانا درمراكز و شبكه هاي تابعه

* برگزاری کارگاه مانا برای هسته آموزشی درمراكز و شبكه هاي تابعه

* برگزاری کارگاه غير حضوري مانا برای متخصصین اطفال بخش خصوصی و دولتی پس از هماهنگي با معاونت آموزشي

* هماهنگی با معاونت درمان و مدير گروه كودكان براي اجرای برنامه مانا جهت آموزش رزیدنتها و انترنها

* نظارت بر اجرای برنامه مانا درمراكز و شبكه هاي تابعه

* نظارت بر پایش و ارزشیابی برنامه مانا درمراكز و شبكه هاي تابعه

* ورود اطلاعات در برنامه نرم افزاری مانا

* تجزیه و تحلیل نتایج پایش و ارزشیابی و طرح آن در کمیته به منظور مداخلات لازم                    

*برگزاری جلسه مسئولین بهداشت خانواده و كودكان مراكز و شبكه هاي تابعه
 

برنامه مراقبت ادغام يافته كودك سالم

تكامل كودك از دوران جنِِِِينِِِِي آغاز مِِِِيشود و با مراقبت و تغذِِِِيه مطلوب در دوران باردارِِِِي ، فرصت رشد و تكامل مطلوب كودك كه حق طبِِِِيعِِِِي اوست فراهم مِِِِي شود. مهمترِِِِين دوران تكامل مغزِِِِي كودك در دو سال اول زندگِِِِي است كه نقش قابل ملاحظه ا ِِِِي بر عملكرد ذهنِِِِي ،جسمِِِِي ، روانِِِِي ، اجتماعِِِِي و اِِِِيمنِِِِي كودك دارد .تجربِِِِياتِِِِي كه كودك در سالهاِِِِي سوم تا پنجم زندگِِِِي كسب مِِِِي كند او را براِِِِي كسب مهارتهاِِِِي اجتماعِِِِي و ِِِِيادگِِِِيرِِِِي در دوران مدرسه آماده مِِِِي سازد . تجربِِِِيات و مهارت هاِِِِي كودك در دوران 6-8 سالگِِِِي كه بدو ورود به مدرسه است در قدرت ِِِِيادگِِِِيرِِِِي او در دوران تحصِِِِيل حِِِِياتِِِِي است . بنابراِِِِين مراقبت از كودك ، حماِِِِيت ، آموزش و رشد و تكامل مطلوب از دوره لقاح آغاز مِِِِي شود و نه تنها مراقبت كودك بلكه مراقبت از مادر نِِِِيز براِِِِي بقاء ، رشد و تكامل كودك حائز اهمِِِِيت است . 

كودكانِِِِي كه از مراقبت مطلوب برخوردارند درآموزش و ساِِِِير خدمات اجتماعِِِِي از بقِِِِيه جلوتر هستند توان تولِِِِيد بِِِِيشترِِِِي دارند و به قانون بِِِِيشتر احترام مِِِِي گذارند . لذا هزِِِِينه هاِِِِي آِِِِينده براِِِِي آموزش بهداشت و هزِِِِينه هاِِِِي اجتماعِِِِي كاهش خواهد ِِِِيافت و سرماِِِِيه هاِِِِي اجتماعِِِِي فزونِِِِي مِِِِي ِِِِيابد .برنامه هاي ادغام يافته تكامل دوران ابتدايي كودكي، فرصت فوق العاده اي جهت اجتناب يا تعديل مشكلات تكامل و فراهم آوردن منافع پايا براي فرد و جامعه را ايجاد مي نمايند.برنامه هاي مراقبت و تكامل ابتداي كودكي ، سبب بهبود وضعيت عدالت مي شوند و با فراهم آوردن " آغازي منصفانه " براي كودكان ، اين امكان به وجود مي آيد كه بي عدالتي هاي اجتماعي ، اقتصادي و جنسيتي مرتبط تعديل گردند.  مي توان با همكاري ، برخورداري مادران ، كودكان و نوزادان از خدمات اساسي با كبفبت را تضمين كرده ، وضعيت سلامت و تغذيه آنان را بهبود بخشيده و بقاي كودكان را در مركز تلاشهاي جهاني براي پيشرفت بشريت جاي داد.

برنامه مراقبت كودك بظاهر سالم يا مستعد بيماري است كه هنوز نشانه هاي بيماري در آنان مستقر نشده است. در حقيقت هدف اين برنامه طراحي نظام غربالگري استاندارد مراقبت كودكان صفر تا هشت سال با استفاده از نشانه هاي باليني و اجراي آن مي باشد.

توجه خاص به تكامل آنها درسنِِِِين زِِِِير 8 سال و به وِِِِيژه زِِِِير 5 سال از اهمِِِِيت وِِِِيژه اِِِِي برخوردار است.بدِِِِين لحاظ برنامه اِِِِي تحت عنوان مراقبت كودك سالم كمتر از 8 سال ، به منظور پِِِِيشگِِِِيرِِِِي از بِِِِيمارِِِِي با استفاده از نشانه هاِِِِي بالِِِِينِِِِي از طرف اداره كودكان پِِِِيشنهاد و به مرحله اجرادرآمد.

اساسنامه مراقبتهاي ادغام يافته كودك سالم

اداره كودكان درجهت ارتقاء‌ كيفيت خدمات ارائه شده به كودكان زير 8 سال در جامعه تصميم گرفت تا براي تكميل راهنماي باليني مراقبت هاي ادغام يافته ناخوشيهاي اطفال ( IMCI ) ، راهنماي مراقبت ادغام يافته كودك سالم را نيز براي دو سطح پزشك و غير پزشك به اجراء‌ درآورد. بنابراين لازم است تا هر واحد بهداشتي،‌ پس ازآموزش مانا،‌ اقدام به اجراي آن بنمايد. مدولهاي آموزشي مربوط به اين دو سطح پس از برگزاري جلسات متعدد كميته هاي علمي و اجرايي تهيه و تدوين گرديد. در زمينه انتخاب شيوه آموزش با توجه به تجربيات گذشته و مانا ( كه برگرفته از راهنمائيهاي سازمان جهاني بهداشت بوده ) نتايج زير بدست آمده است:

1- سيستم آموزشي در سطح استانها و شهرستانها

با توجه به حجم پرسنل و گستردگي مراكز ارائه دهنده خدمات براي صرفه جويي در هزينه،‌ زمان و نيروي انساني سلسله مراتب ذيل براي آموزش پيشنهاد مي شود.

* تيم آموزش دهنده دانشگاه/ دانشكده متشكل از كارشناس مسئول بهداشت خانواده استان و متخصص كودكان يا پزشك عمومي به منظور تدريس به تيم آموزش دهنده شهرستان

* تيم آموزش دهنده شهرستان متشكل از كارشناس مسئول بهداشت خانواده شهرستان و متخصص كودكان يا پزشك عمومي به منظور تدريس به تيم آموزش دهنده مراكز بهداشتي درماني ( با حضور يك ناظر از بهداشت خانواده استان )

* تيم آموزش دهنده مراكز متشكل از پزشك مركز بهداشتي درماني روستايي يا شهري بانظارت مربي و كارشناس ستاد شهرستان

پزشكان مراكز بهداشتي درماني وظيفه آموزش،‌ پيگيري پس از آموزش ( 4- 6 هفته پس از آموزش ) و نظارت بر ارائه دهندگان خدمت ( بهورزان ، كاردانان و كارشناسان مراكز ) را به عهده خواهند داشت.

متذكر مي گردد كه مربيان بهورزي وظيفه آموزش به بهورزان دانش آموز و پيگيري پس از آموزش را به عده خواهند داشت(4-6 هفته پس از آموزش ).

* چنانچه دانشگاه يا دانشكده اي قادر به آموزش ( تيم آموزش دهنده شهرستان ) نباشد، تيم آموزش دهنده ستادي اين مسئوليت را به عهده خواهد گرفت. در اين صورت دانشگاه ها و دانشكده هاي مذكور براساس ضوابطي مانند شرايط جغرافيايي ، فرهنگي ،‌ اجتماعي ، اقتصادي‌ ،‌ بعد مسافت و .... به گروه هاي كوچك تقسيم شده و تيم ستادي آموزش شهرستان را نيز انجام خواهد داد.

شرايط و ويژگي هاي آموزش دهندگان:

* داشتن تجريه به مدت يكسال و بيشتر در زمينه برنامه هاي جاري كودكان بويژه در زمينه استراتژي مانا

* داشتن فن بيان و توانايي سخن گفتن به زبان شركت كنندگان

* امكان دسترسي به آموزش دهنده در صورت نياز و در دوره هاي بعد آموزش

* آموزش دهنده بتواند در زمان مورد نياز ( براي آموزش و پيگيري پس از آموزش ) در اختيار سيستم باشد

2- محل آموزش

توصيه مي شود آموزش پزشكان ، بهورزان و كاردانها در نزديكترين مركز بهداشتي ، درماني انجام شود.

3- طول دوره آموزش

مدولهاي آموزشي در نظر گرفته شده را مي توان ظرف مدت 5 تا 6 روز بصورت ناپيوسته براي بهورزان و كاردان ها و 2 تا 3 روز براي پزشكان آموزش داد.

پيشنهاد مي شود، 30% زمان آموزش اختصاص به كار عملي ( استفاده از تصوير و فيلم ، role playing case ، ديدن بيمار در مراكز ) داشته باشد.

4- نحوه آموزش

آموزش تئوري به صورت خواندن كتابها و انجام تمرين در هر جلسه مي باشد و آموزش عملي در مراكز بهداشتي،‌ درماني بصورت معاينه بيمار، role playing و ... توصيه مي شود.

5- مواد آموزشي

براي آموزش بهورزان و كاردان ها: يك جلد چارت بوكلت ويژه غير پزشك و يك جلد راهنماي چارت بوكلت ويژه غيرپزشك   براي آموزش پزشكان: يك جلد چارت بوكلت ويژه پزشك، يك جلد راهنماي چارت بوكلت ويژه پزشك  و يك جلد مجموعه پايش

6- پيگيري پس از آموزش

4-6 هفته پس از آموزش توسط تيم آموزش دهنده به سرپرستي مدير اجرايي و شركت فعال پزشك متخصص كودكان يا پزشك عمومي عضو تيم و براساس مجموعه پايش

7- شرح وظيفه مسئول بهداشت خانواده دانشگاه / دانشكده

7-1- تامين شرايط مورد نياز براي اجراي WCC درشهرستان مانند:

* تدوين برنامه زمان بندي آموزشي ( دانشگاه / دانشكده - شهرستان - مراكز بهداشتي درماني )

* تامين محل آموزش

* تهيه وسايل كمك آموزشي ( تكثير جزوات آموزشي و فرم ثبت )

* تهيه دعوت نامه براي افرادي كه بايد آموزش ببينند

7-2- سرپرستي پيگيري پس از آموزش ( follow up training )

7-3- تدوين برنامه نظارت

* نظارت بر پايش وارزشيابي WCC در شهرستان

* مهارت كاركنان ( آگاهي و عملكرد ارائه دهنده گان خدمت )

* نظارت بر سيستم ارجاع

7-4- نظارت بر اجراي دوره هاي آموزشي WCC 

7-5- جمع آوري باورهاي غلط جامعه و خانوار در مورد مراقبتهاي كودكان زير 8 سال در مراكز و شبكه هاي تابعه و مداخله جهت اصلاح آن

7-6- ابلاغ شرح وظيفه سطوح محيطي ( مسئول بهداشت خانواده شهرستان و ... )

7-8- ارسال اطلاعات جمع آوري شده و مكتوبات WCC به ستاد مركزي

8- سيستم ارجاع

بدون شك خدمات ارائه شده توسط اولين سطح ، نيازمند پشتيباني از سوي سطوح تخصصي مي باشد از جمله ارجاع. در اين زمينه به منظور بهبود ساماندهي وضعيت سيستم ارجاع توصيه مي شود:

* گيرنده خدمت را از علت ارجاع به سطح بالاتر آگاه كنيد.

* پرسنل سطح بالاتر، چنانچه اقدامات لازم و مفيد را براي بيمار ارجاع شده انجام دهد و پس خوراند مناسب ارسال دارد، موردتشويق قرار گيرد.

* سطح بالاتر، باگشاده رويي از بيمار ارجاعي استقبال كرده و تسهيلات براي آنها قائل شود از جمله ويزيت بدون نوبت قبلي و يا كم كردن هزينه بيمار از طريق مختلف مثلا بيمه روستايي و غيره.

* نظارت بر اقدامات سطوح بالاتر از طريق بررسي موارد ارجاع شده از سطح اول و نتايج اقداماتي كه در زمينه اين ارجاعات صورت گرفته و همچنين ارائه پس خوراند به سطوح پايين تر براي انجام اقدامات بعدي صورت پذيرد.

9- گردش كار در مراكز روستايي و شهري

در شهر و روستاي داراي خانه بهداشت مستقل يا ضميمه ، كودكي كه براي مراقبت آورده شده،‌ پس از مراجعه به بهورز يا كاردان بهداشت خانواده ، براساس چارت بوكلت غير پزشك مراقبتها و آموزشهاي لازم انجام مي شود. كودك در صورت لزوم به سطح بالاتر ارجاع شده و سطح بالاتر نيز پس از ويزيت او، داروها و دستورات مورد نياز را اداره و با تكميل فرم ارجاع سطح پايين تر را براي پيگيري بيمار راهنمايي مي كند.

10- شرح وظايف پرسنل

- كاردان / كارشناس يا بهورز

- مراقبت كودك با بوكلت غير پزشك

- تكميل فرم ارزيابي

- ارجاع ( در صورت نياز )

- آموزش

* پزشك ( سطح 2 )

- مراقبت كودك با بوكلت پزشك

- تكميل فرم ارزيابي

- پس خوراند ارجاع به سطح پايين تر ، چنانچه بيمار ارجاع شده بود و ارجاع به سطح بالاتر در صورت نياز

- آموزش

* پزشك متخصص ( سطح 3 )

- مراقبت تخصصي و تكميل فرم هاي لازم

- پس خوراند به سطح پايين تر

در معاونت بهداشتي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي برنامه مانا از سال 81 و برنامه كودك سالم از سال 83 شروع و هم اكنون در كليه مراكز و شبكه هاي تابعه اجرا مي گردد.

 

برنامه شير مادر  

براساس آخرين اطلاعات 35 درصد كل كودكان صفر تا 4 ماهه جهان از تغذيه انحصاری با شير مادر بهره مند هستند. علی رغم فوايد

فراوان تغذيه با شير مادر در مقابل تغذيه مصنوعی حتی در كشورهای صنعتی، در منطقه اروپا ميزان تغذيه با شير مادر به طور واضحی پايين

است و فقط خيلی آهسته در حال بهبودی است. اين وضعيت در فرانسه، ايتاليا، هلند، اسپانيا، سوئيس و انگلستان وجود دارد. سوئد داستان

متفاوتی دارد: ميزان شروع تغذيه با شير مادر بعد از سال 1990 به 98 درصد می رسد. داده های اخير، نشان میدهد كه ارمنستان تغذيه

انحصاری با شير مادر را از 7/0 درصد در سال 1993 به 8/20 درصد در سال 1997، لهستان از 5/1 درصد در سال 1988 به 17 درصد در

 سال 1995 و سوئد از 55 درصد در سال 1992 به 61 درصد در سال 1993 رسانده اند. در برخی كشورها مثل استراليا، كانادا، چين و

 ايالات متحده آمريكا، با آگاه سازی عموم در مورد فوايد تغذيه با شير مادر و ايجاد بيمارستان های دوستدار كودك ميزان تغذيه با شير

مادر به راستی افزايش يافته است. آمار مرگ شير خشك‌خوران بيش از 18 برابر شير مادر خوران است. هر ساله 15 ميليون كودك زير

5 سال در جهان از بين مي‌روند كه علت عمده اين مرگ و مير، بيمار‌ي‌هاي عفوني است.  تغذيه انحصاري با شير مادر تا 6 ماهگي و

تداوم آن همراه با شروع غذاي كمكي تا 2 سالگي براي هر شيرخواري توصيه مي‌شود .

شاخصهاي مرگ نوزاد و مرگ كودك زير 5 سال از شاخصهاي مهم بهداشتي و ازملاكهاي تشخيص  پيشرفتگي هر جامعه اي

 مي باشد.   حدود 5500 كودك هر روز به خاطر روش هاي نا مناسب تغذيه شير خواران مي ميرند. بعلاوه بسياري از كودكان دچار

عوارض دراز مدت ناشي از روشهاي نا مناسب تغذيه شير خواران مثل نقص تكاملي ،سو تغذيه ،و افزايش عفونتها و بيماريهاي مزمن

 مي شوند .افزايش ميزان چاقي كودكان با عدم تغذيه با شير مادر مرتبط است . ارتقا تغذيه شير خواران و كودكان خردسال در تمام دنيا

اقدامي مناسب و ضروري است.

در بررسي انجام شده در سال 79 (DHS ) 43% مادران در سطح دانشگاه شهيد بهشتي كودك خود را تا 4 ماهگي بطور انحصاري با

شير خود تغذيه مي كردند كه اين در صد در تحقيق IMES  در سال 84 به 9/52 %رسيده است ولي شاخص تغذيه انحصاري تا 6

ماهگي در دانشگاه فقط 2/35 %و در كشور 9/27 %بوده است همچنين سن قطع شير مادر در دانشگاه تا 2/10 ماهگي و در كشور تا 7/10

ماهگي كودك بوده است لازم به ذكر است 6/0 كودكان زير 2 سال در دانشگاه و 4/10 %در كشور هرگز شير مادر نخورده اند كه اين با

دستورات ديني و توصيه هاي علمي كه تداوم تا 20 و گاها تا 24 ماهگي و حتي تا سنين بالاتر را توصيه مي كند كاملا مغاير مي باشد. 

 آمارهاي جمع آوري شده از سطح مراكز طي 9 ماهه سال جاري نشان مي دهد 92% كودكان 4 ماهه و 91 % كودكان 6 ماهه از تغذيه

 انحصاري با شير مادر برخوردار بوده و 91.6 % از كودكان يكساله و 87.7 % كودكان 2 ساله هنوز با شير مادر خود تغذيه مي شوند، بر

اساس سرشماريهاي انجام شده در مراكز بهداشتي و درماني و پايگاهها در اول هر سال  وجود حدود 39994 كودك زير يكسال و وجود

 حدود 48168 كودك 2-1 سال در نتيجه وجود 88162 كودك واجد شرايط ارائه خدمات برنامه شيردهي تحت پوشش مراكز بهداشتي

درماني دانشگاه شهيد بهشتي مي باشند .كه ازحدود 4.7 ميليون جمعيت كل دانشگاه تعداد 88162 كودك زير دو سال تقريبا 2%جمعيت

 را شامل مي گردد كه نشان ميدهد  در صد مهمي از گروه آسيب پذير و آينده ساز جامعه ساكن مناطق تحت پوشش اين دانشگاه

 مي باشد و سرمايه گذاري در اين زمينه مي تواند از ارزش بالائي برخوردار باشد.   با بررسي وضعيت واقعي و در صورت لزوم اصلاح

وضعيت موجود و يا ارتقا آن كه از اهداف سيستم مي باشد مي توان در جهت ارائه هر چه بهتر خدمات به اين گروه و كاهش مرگ و مير

كودكان زير 5 سال گام برداشت . با توجه به بررسيهاي انجام شده در مراكز ارائه دهنده خدمت و عدم ثبت كامل خدمات در دفاتر

مربوطه ، با انجام پژوهشي ازطريق مصاحبه با مادر و بررسي پرونده هاي فعال بهداشتي  ميتوان راههائي جهت نظارت دقيق تر بر برنامه و

دستيابي به آمار صحيح ترو ارتقا شاخصهاي برنامه را پيش بيني كرد.

                    از مهمترين عواملي كه درپايداري و توسعه جوامع موئر مي باشد ،  سلامت افراد است و بهداشت بعنوان كليدي ترين

استراتژي در اين زمينه نقش خود را ايفا مي نمايد.شكي نيست كه كيفيت زندگي در سه سال اول پس از تولد به نحوه زندگي در سنين

بالاتر شكل ميدهد و تغذيه (از اصولي ترين اركان سلامت در سالهاي اول پس از تولد) با ابعاد وسيع جسمي و رواني، در اين ميان نقش

 عمده‌اي دارد.شيرمادر بعنوان اولين و مناسبترين گزينه در تغذيه نوزاد پس از تولد مطرح شده و نياز كودك به مواد غذايي را تا 6 ماه

تامين مي نمايد. اما بايد دانست شيردهي بعنوان يك فرآيند فيزيولوژيك و طبيعي بوده و تغذيه با شير مادر يك مهارت قابل يادگيري

است كه تحت تاثير عوامل فيزيولوژيك، روحي ورواني و نگراني ها مي‌باشد. تغذيه با شير مادر بخشي از برنامه ريزي معمول والدين براي

 داشتن فرزندي سالم و طبيعي مي باشد و به شدت تحت تاثير آموزش هايي است كه افراد جامعه اعم از زن و مرد از دوران كودكي از

منابع مختلف دريافت مي دارند. از مسئوليت هاي مهم كاركنان سيستم بهداشت و درمان اين است كه با توجه به نيازهاي والدين ، با تكيه

بر اطلاعات علمي روز رهنمودهاي روشن و توصيه هاي مداوم در موردتغذيه باشير مادر رابه آنها ارائه داده تا بتوانند بطور كامل در فرآيند

 شيردهي مشاركت نمايند.

 

برنامه مادران باردار 

هر بار كه زني حامله ميشود ، اتفاقي كه در جهان سالانه 200 ميليون بار رخ ميدهد ، در معرض خطر مرگ قرار مي گيرد و عوارض

غيرقابل پيش بيني مي تواند جامعه را با صدمات غيرقابل برگشت ، نظير مرگ يا معلوليت مادر و كودك روبرو كند . حداقل 40 % از كليه

زنان باردار طي دوران بارداري ، برخي از عوارض اين دوره را تجربه كرده اند كه 15 % از اين عوارض مرگ بارند و به مراقبتهاي فوري و

 اورژانسي زايمان نياز دارند.

در بسياري از كشورهاي در حال توسعه ، اين عوارض علت اصلي مرگ زنان در سنين باروري محسوب ميشود . در هر دقيقه بيش از يك

مادر به دليل عوارض بارداري و زايمان جان خود را از دست ميدهد و به طور كلي 585000 مادر به همين دليل هر سال از بين ميروند

. كمتر از يك درصد اين مرگها در كشورهاي توسعه يافته اتفاق مي افتد ، بررسيهاي گوناگون ثابت كرده كه در صورت تامين منابع و

در اختيار قرار گرفتن خدمات كافي ، اين مرگها قابل پيشگيري است.

بديهي است مرگ هر زن ‌براي او و خانواده اش به منزله يك ظلم اجتماعي است . چنين مرگي ريشه در ناتواني و دسترسي نابرابر به شغل

 ، منابع مالي ، آموزش ، مراقبتهاي اوليه بهداشتي و ساير منابع دارد. عوامل فوق زمينه را براي ضعف بهداشت و سلامت مادران حتي قبل

از وقوع حاملگي و زايمان آماده مي كند و مي تواند وضعيت را در زمان بارداري و زايمان وخيم تر كند.

علاوه بر مرگهاي ناشي از عوارض دوران بارداري و زايمان ،‌در هر سال زنان با بيش از 50 ميليون مشكل بهداشتي مرتبط به مادري روبرو

مي باشند . به طور تقريب ، حدود 300 ميليون نفر زن ، بيش از يك چهارم زنان بالغ كشورهاي در حال توسعه ، از بيماريها و جراحات يا

مزمن مرتبط با حاملگي و زايمان رنج مي برند.

علت اصلي اين امر اين است كمتر از نيمي از زنان ساكن در كشورهاي در حال توسعه ، از خدمات مورد نياز و كافي در دوران بارداري و

 زايمان برخوردارند به ويژه زنان فقير ، بي سواد و يا كساني كه در مناطق محروم و روستايي زندگي مي كنند . ،‌در حالي كه اغلب مرگ

مادران در طول اين دوران اتفاق مي افتد . به عكس ، تمامي مادران در كشورهاي توسعه يافته از خدمات مورد نياز دوران بارداري و

زايمان استفاده مي كنند .

دسترسي به معني آن است كه مادران به سهولت مراقبتها و خدمات بهداشتي مورد نياز را دريافت كنند. كيفيت مناسب خدمات مستلزم آن

است كه كاركنان خدمات بهداشتي مهارت لازم فني را دارا باشند و به نيازهاي زنان توجه نمايند واحدهاي بهداشتي  درماني از

تجهيزات و وسايل كافي برخوردار باشند و مراكز ارجاع ، كارايي لازم براي ارائه خدمات اساسي و درمان عوارض بارداري و زايمان را

داشته باشند.

بنابراين ، تقويت برنامه مادري ايمن قبل از بهبود كيفيت خدمات نيازمند تغييرات و اصلاحات است. در اين راه زنان بايد قدرتمند و

توانمند شوند ، حق و حقوق خود را بدانند و دولت اين حقوق را تضمين كند ( حق و حقوق زنان مي بايد كيفيت مناسب خدمات

بهداشتي و اطلاعات درست بهداشتي در طول دوران بارداري ، حين زايمان و پس از آن را نيز شامل شود )

هدف مادري ايمن چيست؟

كسب اطمينان از اينكه هر مادري در زمينه بهداشت جنسي و باروري به مجموعه خدماتي قابل ارائه و داراي كيفيت مطلوب دسترسي

دارد . اين خدمات بويژه مي بايد شامل مراقبتهاي دوران بارداري و درمان حوادث و فوريتهاي دوران بارداري باشد تا مرگ و مير و

معلوليت مادران كاهش يابد.

اهداف اختصاصي برنامه مادري ايمن

·        اطمينان از اينكه سياستها براي رفع مشكلات ناشي از تبيض جنسيتي تنظيم شده اند .

·    كسب اطمينان از حضور يك كارمند بهداشت وارد به امور مامايي در كنار مادر به هنگام زايمان و هم چنين امكان انتقال مادر به مراكز مجهزتر در مواقع اضطراري ،‌لازم است.

·    كسب اطمينان از اينكه هر مادر باردار به خدمات بهداشتي منسجم و داراي كيفيت مطلوب ومورد نظر برنامه ادغام يافته مادري ايمن ، دسترسي دارد.

·        اطمينان از پيشرفت قابل اندازه گيري

·        سرمايه گذاري براي مقرون به صرفه كردن برنامه هاي مادري ايمن