SBMU
Skip navigation links
ریاست
اخلاق پزشکی
اخلاق زیستی
حقوق پزشکی
فقه پزشکی
منوی اصلی
تاریخ پزشکی
جستجو
Skip navigation links
ریاست
کتابخانه
درباره ما
تماس با ما
تاریخ پزشکی
 

جامعه‌شناسی پزشکی و سلامت 

گزارش نشستی در گروه جامعه‌شناسی پزشکی و سلامت 

معرفی و بحث پیرامون حقوق پزشکی موضوع نشست روز پانزدهم دی ماه سال 88 در گروه علمی- تخصصی جامعه ‌شناسی پزشکی و سلامت انجمن جامعه‌شناسی ایران بود. در این نشست، دکتر محمود عباسی، ريیس مرکز تحقیقات اخلاق و حقوق پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و دبیر انجمن علمي حقوق پزشکی ايران، به معرفی رشته حقوق پزشكي و نیاز جامعه به آن پرداخت.

دکتر عباسی در ابتدا، به بیان تاریخچه‌ای از حقوق پزشکی پرداخت و گفت: حقوق پزشکی یکی از گرایش‌های جدید رشته هاي حقوقي است که نخستین بار در سال 1982، در کالج سلطنتی انگلستان، به عنوان یک رشته و کورس دانشگاهی مطرح شد و به تدریج در دانشگاه‌های معتبر دنیا مورد توجه قرار گرفت. پس از مدت کوتاهی، حجم بالای کتب، مقالات و آثاری که در این زمینه منتشر شد، حکایت از ضرورت و توجه خاص این رشته نوین حقوقي می‌کرد.

وي افزود: هر چند این رشته به لحاظ چالش‌هایی که دستاوردهای نوین زيست پزشكي با آن روبروست، به عنوان رشته‌ای جدید مورد توجه قرار گرفته؛ اما پیشینه تاریخی آن را می‌توان در نخستین سنگواره‌هایی که از تمدن‌های اولیه بشری به دست آمده، دید. در قانون‌نامه حمورابی، به عنوان نخستین قانون‌نامه­اي كه در حوزه تمدنی بین‌النهرین نگاشته شده، بخش‌هایی از آن به حقوق پزشکی اختصاص یافته است. از سوی دیگر، در آناتولی و آسیای صغیر، سنگ‌نوشته‌هایی یافت شده که به قوانين هيتي ها مشهور است و حکایت از تمدنی بسیاربزرگ می‌کند كه در آنها به حقوق پزشکی نیز پرداخته شده است. بدین ترتیب، این دو حوزه تمدنی در دو سوی کشور ما، ايرا، قرار داشته و اين مهم نشان دهنده ي آن است كه مبدأ حقوق پزشكي را بايد در اين حوزه ها جستجو كرد.

عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشكي شهید بهشتی، در بخش دیگری از سخنان خود، فلسفه ایجاد چنین رشته‌ای در کشورهای غربی را ناشی از این واقعیت دانست که تحول تکنولوژی‌های نوين زيست پزشكي سؤالاتی را برای بشر مطرح ساخته كه بايد در پی پاسخ به آنها بود. وي سپس نمونه‌هایی از این تحولات تکنولوژیکی و سؤالات حقوقی پیرامون آن را برشمرد و گفت: در حوزه پیوند اعضاء، فرد مبتلا به مرگ مغزی از منظر پزشکی غیر قابل برگشت است و حتی یک مورد هم نداشته‌ایم که فردی پس از مرگ مغزی احیا شده باشد. تکنولوژی نوین وسایلی را در اختیار بشر قرار داده که می‌توان چنین افرادی را سال‌ها زیر دستگاه نگاه داشت. در چنین شرایطی، پرسشی که مطرح می‌شود این است که فردی که زیر دستگاه قرار دارد، زنده است یا مرده؟ تا دو سه دهه قبل، فردی را که دچار مرگ مغزی می‌شد، دفن می‌کردند. ولی امروزه می‌توان تا هفده انسان را با پیوند اعضای بیمار دچار مرگ مغزی نجات داد و درمان کرد. مجلس شوراي اسلامی ایران هم سال ها قبل قانونی را تصویب کرد که بر اساس آن، می‌توان اعضای بدن فردی که به مرگ مغزی دچار ‌شده را با وصيت يا رضایت اولیاء قانوني وي به بیماران دیگر پیوند زد. با این وجود، این مسأله مهم است که بدانيم پيرامون اين موضوع نظريه هاي مختلفي ابراز شده وبرخي آن را مرگ واقعي وشرعي مي پندارند وبرخي آن را مرگقطعي نمي دانند، ولي به نظر اينجانب مرگ مغزی، نه مرگ است نه حیات؛ حیات نیست چون فرد بر نمی‌گردد، مرگ هم نیست چون اگر مرگ باشد، مسائل حقوقی خاصی بر آن وارد می‌شود. این وضعیت خاص، سؤالات حقوقی بی‌شماری را پیش می‌آورد که چگونه باید با این پدیده روبرو شد.

نمونه دیگر مورد اشاره دکتر عباسی، تلقیح مصنوعی بود. وی در این باره گفت: در تلقیح مصنوعی، باروری خارج از رحم اتفاق می‌افتد و شخص ثالثی جانشین مادر شده و در رحم خود جنین را پرورش می‌دهد تا به دنیا آید. اما اینجا این پرسش مطرح می‌شود که مادر واقعي کیست و در این زمینه دیدگاه‌های مختلفي مطرح شده است.