|
مرکز درمان وترک اعتیاد بیمارستان شهید اشرفی اصفهانی
مسئول فنی :دکتر اوطمیشی
مسئول بخش :اقای روشنایی

تلفن داخلی :255
تلفن مستقیم :55615010
موقعیت فیزیکی :ضلع شمالی جنب درب ورودی بیمارستان
ساعت کاری :شنبه تاچهارشنبه از 17-8
پنج شنبه وجمعه وایام تعطیل :14-8
فعالیتها:
این مرکز از سال 1386 کارخود را به صورت یک سیستم درمان سرپایی با داروهای آگونیست (متادون و ...)و نگهدارنده آغاز نموده و پذیرش بیماران تحت نظر پزشکان و پرستاران ماهر و آموزش دیده در زمینه ترک اعتیاد انجام می گیرد.
بیماران طبق مقررات خاص مرکز برای خوردن دارو یا دریافت دوز منزل به این مرکز مراجعه می نمایندو مشکلات جسمی و روحی خودرازیر نظر پزشکان و کارشناسان برطرف می نمایند.
مدارک لازم برای تشکیل پرونده
1-عکس 4*3دو قطعه
2-کپی شناسنامه یک برگ
3-هزینه ماهیانه (متغیر)
تشکیل پرونده از 11-8 صبح به جز روزهای تعطیل انجام می شود.
------------------
معضل مصرف و وابستگي به مواد مخدر مشكلي پيچيده و چند وجهي است. علل مصرف مواد بسيار متنوع بوده و مربوط به عوامل متعدد اجتماعي، اقتصادي، بين فردي و فردي است و اغلب تشخيص علت اصلي آن دشوار است. حل اين معضل نيز در بسياري از مواقع مشكلتر از فهم علل و عوامل سببساز و تسهيلكننده آن است. طبق برخي مطالعات تعداد معتادان به مواد افيوني در كشور در حال افزايش است. اگر خانوادة فرد معتاد كه به انحاء مختلف درگير مشكلات و مصائب ناشي از مصرف مواد ميگردند به حساب آورده شود، متوجه ميشويم كه بخش قابل توجهي از مردم كشورمان با اين مسئله دست به گريبان هستند.
وابستگي و سوءمصرف مواد افيوني در مراحل پيشرفتهتر و به خصوص مصرف هروئين، همراه با مخاطرات بسياري براي فرد و جامعه است. بسياري از معتادان به هروئين قادر نيستند عليرغم درمانهاي مختلف به وضعيت پرهيز مداوم دست يابند و در صورت نبود درماني محافظتكننده ناگزير به ادامه حياتي خواهند بود كه تا آخر عمرتنها حول محور تهيه و مصرف مواد دور ميزند.
تعداد مصرفكنندگان هروئين در كشور سيري صعودي را طي ميكند و در حال حاضر بيش از 250 هزار تن تخمين زده ميشود، در حالي كه تعداد كل وابستگان مواد افيوني در برخي مطالعات يك ميليون و دويست هزار نفر تخمين زده شده است. در مطالعات گوناگون درصد بيماران با شيوه مصرف تزريقي در كشورمان بين 10 تا 15درصد كل معتادان مواد افيوني تخمين زده شده است. اگرچه در بسياري از موارد معتادان به ترياك كمابيش از نظر شغلي فعال هستند، اما طبيعت اعتياد به هروئين به علت شدت دورههاي نشئگي و خماري به گونهاي است كه امكان كار كردن را از فرد معتاد سلب ميكند. از آنجا كه اغلب اين افراد جوان و در بهترين سنين بهرهوري هستند، احتساب فقدان نيروي كار ناشي از سوءمصرف مواد به خصوص هروئين و آسيبي كه جامعه از خروج اين افراد از چرخه كار ميبيند چندان هم دشوار نيست.
بر اساس آمار مركز مديريت بيماريهاي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي،تا پايان دي ماه 1384، 3/62% از موارد ثبت شده آلودگي به ويروس نقص ايمني (عامل ايدز) در اثر اعتياد تزريقي بوده است. با در نظر گرفتن اينكه تقريباً تمامي زنان ثبت شده آلوده به اين ويروس را همسران اين افراد تشكيل مي داده اند(هنوز در كشور بررسيهاي نظاممند درصد آلودگي در روسپيان صورت نگرفته است)، تاثير ساير رفتارهاي پرخطر اين افراد بر خود، خانواده و جامعه روشنتر ميشود. هپاتيت B وC در بسياري از معتادان تزريقي نسبت به جمعيت غيرمعتاد شيوع بسيار بالاتري دارد. افزايش شيوع اين بيماريها عموماً پس از طي دورهاي از اپيدمي متمركز ميان معتادان تبديل به اپيدمي منتشر درسطح جامعه خواهد شد.
در حال حاضر جرايم مرتبط با مواد مخدر بيشترين درصد جرايم را تشكيل ميدهد و 47 % زندانيان در رابطه با مواد مخدر در حبس به سر ميبرند.
اگر همچنانكه در بعضي مطالعات نشان داده شده است، هزينه تهيه هروئين براي هر معتاد به طور متوسط 5000 تومان در روز باشد، با فرض حدود 250 هزار معتاد به هروئين، مخارج مصرف هروئين اين افراد به طور ماهيانه برابر 5/37 ميليارد تومان و ساليانه 450 ميليارد تومان خواهد بود.
در سالهاي اخير مرگ و مير ناشي از سوءمصرف مواد در كشور در حال افزايش بوده است. اين ميزان در سال 1382 به 4296 نفر رسيد كه 70 درصد افزايش نسبت به سال قبل از آن نشان ميدهد. علت اين مرگ و مير اغلب مصرف بيش از اندازه و مسموميت مرگبار متعاقب آن است. در بعضي موارد نيز مسموميت تعمداً و به علت افسردگي به وقوع ميپيوندد كه به علت عدم مراجعه روانپزشكي درمان نشده است. اصولاً اختلالهاي روانپزشكي همراه در بسياري از موارد مشاهده ميشوند.
3-1 انواع درمان با متادون
متادون را در درمان اعتياد ميتوان براي دو هدف به كار برد. در سمزدايي مقدار متادون به تدريج كاهش يافته و سپس قطع ميگردد. از آنجا كه سمزدايي صرفاً جزئي از يك برنامه درماني بلندمدت پيشگيري از عود بوده و درمان كاملي تلقي نميشود، پيگيري بعدي و پيشگيري از عود بايد متعاقب آن طراحي و اجرا شود. مدت متوسط سمزدايي مورد قبول اين پروتكل 3 تا 4 هفته ميباشد.
در درمان نگهدارنده مقدار دارو به تدريج افزايش داده ميشود تا جايي كه علائم ترك مشهود نباشند و ولع مصرف مواد غيرقانوني نيز به واسطه مصرف متادون به حداقل ممكن برسد. درمان نگهدارنده به مدت طولاني براي حداقل چندين ماه و معمولاً بيش از يك سال و گاهي مادامالعمر انجام ميشود. در كساني كه واقعاً به درمان نگهدارنده نياز داشته باشند در صورت قطع اين درمان اغلب پس از مدت بسيار كوتاهي عود اتفاق ميافتد و بيمار به مصرف مجدد مواد غير قانوني روي خواهد آورد. بنابراين در صورت ختم درمان در اين افراد حفظ ارتباط با مركز درماني براي پيگيريهاي بعدي و احياناً شروع مجدد درمان ضروري است.
4- 1 مزايا و مشكلات درمان نگهدارنده با متادون:
درمان نگهدارنده با متادون فوايد زير را به همراه دارد:
· مصرف مواد غيرقانوني را كاهش ميدهد.
· زندگي بيمار را ثبات ميبخشد.
· مصرف خودسرانة داروها را كاهش ميدهد.
· از ارتكاب اعمال غيرقانوني ميكاهد.
· رفتارهاي پرخطر به خصوص تزريق مشترك كه با خطر انتقال بيماريهاي ناشي از پاتوژنهاي خوني همانند ايدز و هپاتيت همراه است را كاهش ميدهد.
· بيماري و مرگ و مير ناشي از مواد را كاهش ميدهد.
بنابراين درمان نگهدارنده با متادون هم براي فرد و هم جامعه ثمربخش است.
درمان نگهدارنده با متادون هرچند خود نوعي وابستگي به اين دارو است اما مساوي با اعتياد تلقي نميگردد. زيرا فرد به سبب مصرف منظم اين دارو از « دور باطل مصرف » رها ميشود
مصرف وسواسگونه مواد كه در كنار آن به ندرت جايي براي پرداختن به كارهاي ديگر باقي ميماند به واقع اساس رفتار اعتيادي است. اين رهايي برگشت مجدد فرد به جامعه و معطوف ساختن توان فرد به ساير زمينهها را امكانپذير مي كند.
باوجود موفقيت اثبات شده اين شيوه درماني در بسياري از كشورهاي جهان، در صورت تجويز سهلانگارانه و غير مسئولانه ممكن است مخاطراتي جدي ايجاد گردد. متادون دارويي بالقوه سمي با شاخص درماني پايين است، يعني مقدار داروي مورد نياز براي درمان به مقدار مسموميتزاي اين دارو بسيار نزديك است. خصوصاً مصرف توأم آن با مواد و داروهاي ديگر خطرات بالقوه زيادي به همراه دارد لذا تجويز و ارائه آن بايد با دقت و احتياط بسيار انجام شود.
5-1 جايگاه درمان نگهدارنده با متادون در كاهش آسيب
در الگوي بهداشتي درماني كاهش آسيب، هدف اصلي كاهش خطرات ناشي از مصرف است و نه پرهيز از مصرف. آنچه چنين الگويي را موجه ميسازد اين واقعيت است كه گروه قابل توجهي از مصرفكنندگان مواد عليرغم ورود به سيستم درماني به مصرف مواد غيرقانوني خويش ادامه خواهند داد. براي پيشگيري از بروز عواقب منفي در اين افراد انجام اقدامهاي كاهش آسيب كمككننده است. اين اقدامها شامل آموزش روشهاي كمخطرتر مقاربت و تزريق و نيز توزيع كاندوم و وسايل استريل تزريق ميباشد
درمان نگهدارنده با متادون يكي از اقدام هاي پر اهميت و كليدي است كه در راستاي اهداف كاهش آسيب انجام ميشود. اين درمان امكان عدم استفاده از مواد غيرقانوني را براي بيمار فراهم آورده و عملاً نياز به تزريق را منتفي ميسازد. در عين حال مصرف منظم و درازمدت متادون خود از عود مجدد مصرف غيرقانوني پيشگيري ميكند. به دنبال اين درمان دارويي عموماً وضعيت رواني و جسماني بيمار بهبود مييابد.
پس اهداف درمان با متادون عبارتند از: بازگرداندن بيمار به يك زندگي عادي، ياري به جذب مجدد وي در جامعه و نگاهداشتن بيمار در درمان تا زماني كه وي از آن سود ببرد
تداخلهاي دارويي
داروهايي كه باعث القا يا مهار فعاليت آنزيمهاي P450 و خصوصاً CYP3A4 ميشوند، ميتوانند با سوخت و ساز متادون تداخل كنند.
داروهايي كه ميتوانند باعث مهار آنزيم CYP3A4 شوند (يعني ممكن است سطح خوني متادون را افزايش دهند):
· فلوكستين، فلووكسامين، سرترالين (SSRIs)
· ونلافاكسين و نفازودون (SNRIs)
· داروهاي ضد قارچ مانند كلوتريمازول و كتوكونازول
· هورمونها مانند پروژسترون، اتينيل استراديول، دگزامتازون و تستوسترون
· داروهاي مسدودكننده كانال كلسيم مانند نيفديپين، وراپاميل و ديلتيازم
· آنتي بيوتيكهايي نظير اريترومايسين و كلاريترومايسين
· ساير: كينيدين، ميدازولام، ديازپام، سيكلوسپورين، وينبلاستين، بروموكريپتين، سايمتيدين، ليدوكائين و آفلا توكسين B
القا كنندههاي آنزيم CYP3A4 (يعني داروهايي كه ممكن است سطح خوني متادون را كاهش دهند):
· داروهاي ضد صرع مانند فنوباربيتال، فنيتوئين، پريميدون و كاربامازپين (البته والپروات سديم و بنزوديازپينها باعث كاهش سطح خوني متادون نميشوند)
· داروهاي ضد سل نظير ريفامپين و ريفابوتين
· داروهاي درمان ويروس نقص ايمني/ ايدز مانند: زيدوودين و ريتانووير
· گلوكوكورتيكوئيدها
هيچيك از داروهاي فوق نبايد در دوره القاي متادون آغاز شوند. در صورتيكه بيمار پيش از آغاز درمان متادون از داروهاي مهاركننده استفاده ميكرده، بايد شروع و بالا بردن متادون با دقت و احتياط بسيار انجام شود. به بيمار بايد راجع به تداخل احتمالي داروها تذكر داد و علائم مسموميت احتمالي بايد به دقت معاينه شوند.
مواد ديگري نيز هستند كه به دلايلي به جز مهار آنزيم Cyp450 بر متابوليسم متادون اثر ميگذارند:
از جمله داروهايي كه اثر مهار كننده بر متابوليسم متادون دارند عبارتند از: آلوپورينول، پروپوكسيفن، كلرامفنيكل، سيپروفلوكساسين، ديسولفيرام، ايزونياريد و اتوكسازين.
الكل و سيگار هم اثر القا كننده (افزاينده) بر سوخت و ساز متادون دارند يعني سطح خوني متادون را كاهش ميدهند.
تقريباً تمام مرگهاي ناشي از متادون در حضور ساير داروهاي تضعيفكننده سيستم مركزي عصبي به وقوع ميپيوندد. بيماراني كه به اين مواد وابسته بوده يا همراه متادون آنها را مصرف ميكنند، در خطر بالاتر مسموميت با متادون قرار دارند. موارد زير را بايد مؤكداً به بيماران تذكر داد:
· هرچند بنزوديازپينها خود معمولاً باعث دپرسيون تنفسي نميشوند، اما در حضور متادون ميتوانند خطر آنرا افزايش دهند.
· الكل تضعيفكننده دستگاه عصبي مركزي است و ميتواند موجب دپرسيون تنفسي و مرگ شود. در حضور متادون خطر دپرسيون تنفسي افزايش مييابد.
· داروهاي ضدافسردگي سه حلقهاي در دوز بالا ميتوانند باعث دپرسيون تنفسي و ادم ريوي شوند. مصرف همزمان اين داروها با متادون ميتواند خطر مسموميت را بالا ببرد. بيمارانيكه داروهاي سهحلقهاي دريافت ميكنند بايد از لحاظ خودكشي مورد بررسي دقيقتري قرار گيرند. در حين درمان نيز بايد علائم احتمالي مسموميت با دقت بيشتري مرور شوند.
داروهايي كه سطح خوني متادون را بالا ميبرند |
|
به واسطه اثر مهاركننده بر CYP 3A4 |
· فلوكستين، فلووكسامين، سرترالين
· ونلافاكسين، نفازودون
· كلوتريمازول، كتوكونازول
· پروژسترون، اتينيل استراديول، دگزامتازون، تستوسترون
· نيفديپين، وراپاميل، ديلتيازم
· اريترومايسين، كلاريترومايسين
· كينيدين، ميدازولام، ديازپام، سيكلوسپورين، وين بلاستين، بروموكريپتين، سايمتيدين، ليدوكايين، آفلاتوكسين B |
|
با ساير
مكانيسمهاي فارماكوكينتيك |
· پروپوكسيفن ديسولفيرام
· آلوپورينول
· كلرامفنيكل، سيپروفلوكساسين، ايزونيازيد |
|
فارماكوديناميك |
الكل (درمصرف حاد)، بنزوديازپين ها، داروهاي سه حلقهاي |
|
داروهايي كه سطح خوني متادون را پايين ميآورند |
|
به واسطه اثر القاكننده
بر CYP 3A4 |
· فنوباربيتال، فنيتويين، پريميدون
· ريفامپين و ريفابوتين
· گلوكوكورتيكوييدها
· زايدوودين، ريتانووير |
|
ساير مكانيسمها |
الكل (در مصرف مزمن) و سيگار |
|